امروز 

سوالات امتحانی

  صفحات وبلاگ
1

آرشيو موضوعي

   درباره وبلاگ

وقت بخیر بازدید کننده گرامی مدیریت وبلاگ دبیر فیزیک و ساکن شیراز می باشد واميدوار است که مطالب اين وبلاگ بتواند برای شما مفید واقع شود لطفا من رادر جهت بهتر شدن وبلاگ راهنمایی فرمایید


        آرشيو

 

 
      نویسنده

 

پیوندهای روزانه

 
 
وبلاگهای دوستان

 
 
نظرسنجی وبلاگ

 

 
 
   لوگوی وبلاگ

 



 

 
      خبرنامه
 

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

 
    آمار وبلاگ

آمار بازديدها:


 
جستجو در وبلاگ

 




 

ايا خدا همه چيز جهان را خلق کرد؟

جمعه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

مطلب زیر را در جایی دیدم ولی از موثق بودن آن اطمینانی ندارم ولی به نظرم جالب آمد بد نیست شما هم نگاهی به آن بیندازید.

 

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند « آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد.استاد گفت: اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما   نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است .شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری ( آلبرت انیشتین (دستش را بلند کرد و گفت: استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟استاد پاسخ داد: البته

 آلبرت انیشتین ایستاد و پرسید: استاد, سرما وجود دارد؟؟
استاد پاسخ داد: این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ 
آلبرت انیشتین گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست،در واقع سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد
آلبرت انیشتین ادامه داد : استاد تاریکی وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد
آلبرت انیشتین گفت: دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان ، تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: آقا, شیطان وجود دارد؟؟
استاد که زیاد مطمئن نبود پاسخ داد: البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست
و آن شاگرد ( آلبرت انیشتین ) پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید..


نظرات 5     

سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان هماهنگ استان فارس نوبت صبح خرداد ۸۷

شنبه، 11 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت


نظرات 3     

سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان هماهنگ استان فارس نوبت عصر خرداد ۸۷

شنبه، 11 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت



سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان منتخب ۵خرداد۸۶

شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت



سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان منتخب ۴خرداد۸۵

شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت


نظرات 1     

سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان منتخب ۳ خرداد۸۵

شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت


نظرات 2     

سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان منتخب ۲ دی ۸۴

شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت



سوال و پاسخ فیزیک ۲ دبیرستان منتخب ۱ دی ۸۴

شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت



سوال وپاسخ امتحان فيزيک۳ تجربی دی ۸۵

شنبه، 18 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش



سوال و پاسخ فيزيک۳ تجربی شهريور ۸۵

شنبه، 18 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش



کوارک چيست؟

یکشنبه، 12 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش

كوارك چيست؟

مدت زيادي اين طور تصور مي شد كه پروتونها و نوترونها ذرات بنيادي هستند و بنابراين گمان مي رفت مثل تقسيم الكترون ديگر قابل تقسيم نبوده و داراي يك ساختار داخلي نيستند.

امروزه مي دانيم كه نوكلئونها يا به عبارت ديگر پروتونها و نوترونها خود از ذرات كوچكتري ساخته شده اند كه كوارك ناميده مي شوند.

تا به حال 6 نوع كوارك متفاوت شناسايي شده است، با اين همه فقط دو نوع آنها در تشكيل مواد پايدار معمولي نقش مهمي دارند كه عبارت است از كوارك U و كوارك D هستند. U علامت اختصاري براي بالا (UP) و d علامت اختصاري (down) مي باشد. اگر بار الكتريكي يك الكترون را منفي (1)فرض كنيم(1- = الكترون) كوارك U داراي بار الكتريكي۳/۲+ (مثبت دوسوم)  و كوارك d داراي بار الكتريكي بصورت۳/۲-(منفی دوسوم)   است لذا پروتون ( كه داراي يك بار مثبت است) از 2 كوارك U و يك كوارك d تشكيل شده است از اين طريق است كه بار آن مثبت يك حاصل مي شود ، بر عكس يك نوترون داراي 2 كوارك d و يك كواركU بوده و بار آن برابر صفر است.

اگر روابط و نسبتها در اتمها كه در مقايسه با كواركها بزرگ هستند. مهم و چشمگير است، اين روابط در كواركهاي كوچك مسلماً مهمتر هستند. مثلاً كواركها هيچ گاه به تنهايي نقشي را به عهده ندارند بلكه هميشه در گروه هاي 2 و 3 تايي هستند. ذراتي كه از 2 كوارك تشكيل مي شوند مزون نام دارند كه از 2 كوارك تشكيل مي شوند مزون نام دارند. ذراتي را كه 3 كوارك دارند بار يون مي نامند. كواركها در كنار بار الكتريكي اي كه دارند خاصيت مرموز ديگري نيز دارا مي باشند كه رنگ خوانده مي شود. كواركها از اين جهت به قرمز سبز و آبي طبقه بندي مي شوند؛ البته از اين طبقه بندي بايد رنگهاي حقيقي را تصور كرد بلكه منظور نوع بار الكتريكي آنهاست. بنابراين ذرات آزاد معلق در طبيعت بايد هميشه داراي رنگ خنثي و به عبارت ديگر سفيد باشند. به شرح زير اين نتيجه حاصل مي شود: يك كوارك قرمز، يك كوارك سبز و يك كوارك آبي. يك گروه سه تايي مثلاً يك پروتون مي سازند.

همان طور كه تركيب رنگهاي رنگين كمان رنگ سفيد را به وجود مي آورد، از تركيب رنگهاي سه گانه كوارك نيز رنگ سفيد به دست مي آيد. به اين ترتيب يك ذره سفيد مجاز و پايدار تشكيل مي شود. امكان ديگر اين است كه يك كوارك قرمز با يك ضد كوارك كه رنگ ضد قرمز دارد يك زوج بسازند قرمز و ضد قرمز همديگر را خنثي كرده رنگي خنثي را به وجود مي آورند به هر حال چون اين گروه هاي دوتايي(مزونها) از ماده و پادماده ايجاد شده اند خيلي سريع فرو مي پاشند، به اين جهت مزونها پايدار نيستند.

تمامي اين مطلب را چنين خلاصه كنيم : كواركها هيچ گاه در طبيعت به عنوان ذرات مستقل و آزاد وجود ندارد. ايجاد ذرات متشكل از 2 كوارك يا به عبارت ديگر ( مزونها) البته ممكن است ولي اين ذرات پايدار نيستند. بر عكس ، گروه هاي سه تايي يا به زبان ديگر پروتونها و نوترونها ساختار هايي بسيار پايدار هستند، انسان ، كره زمين و در واقع كهكشان راه شيري عملاً از 3 سنگ بناي اوليه ايجاد شده اند كه عبارت از كواركهاي U،كوراكهايD و الكترونها كه نوكلئونها را مي سازند و آنها به يكديگر متصل شده هسته اتمها را به وجود مي آورند. هسته ها و الكترونها در اتحاد با يكديگر اتمها را ايجاد مي كنند و اتمها نيز با پيوستن به يكديگر مولكولهاي كوچك و بزرگ از قبيل مولكولهاي آب و ... را مي سازند.

ميلياردها مولكول سلولهاي بدن ما را به وجود مي آورند، اما با تمام تفاوتهايي كه انسانها ، جانوران، گياهان ، سياره ها و يا ستارگان با يكديگر دارند باز هم تمام آنها فقط از 3 ذره زير بنايي ساخته شده اند كه عبارتند از كواركها، U كواركهايD و الكترونها.

آيا كوارك ها را مي توان مشاهده كرد؟

روشن است كه كوارك ها را نمي توان مشاهده كرد بلكه مي شود وجود آنها را مثل هسته اتمها از طريق آزمايشهاي فراوان و پيچيده اثبات نمود. براي اين كار مثل آنچه كه رادفورد 75 سال پيش براي شناسايي هسته اتم انجام داد عمل مي شود و پروتونها يا الكترونهاي بسيار پر شتاب مورد اصابت قرار مي گيرند. بيشتر الكترونها در اين آزمايش به ندرت تغيير مسير مي دهند ولي تعدادي از آنهاكاملاً از مدار خود خارج مي شوند، درست مثل اينكه به گلوله هاي سخت و كوچكي در داخل پروتونها برخورد كنند اين گلوله هاي بسيار كوچك همان كوارك ها هستند كه در جستجويشان بوده ايم. بررسي هاي دقيق نشان داده كه پروتون در مجموع از سه سنگ بناي اوليه ي اين چنيني تشكيل شده است و بدين سان جهان نيز تشكيل شده است.

منابع:

ماده و ضد ماده اثر موريس دوكس   فيزيك پايه بلت جلد چهارم     ذرات بنيادي اثر گ.ي.كوپيلف



سوال و پاسخ فيزيک۳ تجربی دی ۸۶

شنبه، 4 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش



سوال و پاسخ فيزيک۳ تجربی شهريور ۸۶

شنبه، 4 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش



امتحان فيزيک۲ داوطلبان خارج از کشور خرداد ۸۴نوبت عصر

پنجشنبه، 2 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود سوال از لینک های زیر استفاده کنید:

http://upload.iranblog.com/1/1203654674.gif

http://upload.iranblog.com/1/1203612554.gif

دوم 1دوم 2



راز های شگفت انگیز از زندگی آلبرت انشتین

یکشنبه، 28 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

                                        انشتین 

رازهای شگفتانگيز زندگي آلبرت انيشتي
آلبرت انيشتين نابغهي علم فيزيك دنيا بوده است، نابغهاي كه پس از مرگش مغز او را درآوردند و در موزههاي مختلف به نمايش گذاشتند. آلبرت پسري بود كه در دوران نوجواني جزو شاگردان تنبل مدرسهاش بود و حتي معلمانش، اميدي نداشتند كه او ديپلم بگيرد چه برسد به اينكه او بتواند مدارج بالاي علمي را طي كند... او در زندگياش آدم عجيبي بوده، تا جايي كه از او به عنوان فردي شگفتانگيز ياد ميكنند. آنچه در ادامه ميخوانيد به هشت موضوع شگفتانگيزاز زندگي اين دانشمند آلماني ميپردازد.هشت موضوع شگفتانگيز از زندگي آلبرت انيشتين كه شما هيچگاه آنها را نميدانستيد. بله، همگي ما ميدانيم كه انيشتين اين فرمول 2e=mc را كشف كرد اما واقعيت آن است كه چيزهاي كمي در مورد زندگي خصوصياش ميدانيم، خودتان را با اين هشت مورد، شگفت زده كنيد!

1- در زمان تولد سر بزرگي داشت. وقتي انيشتين به دنيا آمد، خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور ميكرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبيعي بازگشت.

2- حافظهاش خوب نبود مطمئنا انيشتين ميتوانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند، اما براي به يادآوري چيزهاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشت. او يكي از بدترين اشخاص در به يادآوردن سالروز تولد افراد خانوادهاش بود.

3- او از داستانهاي علمي- تخيلي متنفر بود انيشتين از داستانهاي تخيلي بيزار بود، زيرا احساس
(جهت دیدن بقیه مطلب روی(ادامه مطلب)کلیک کنید)



پرفسور سید محمود حسابی

یکشنبه، 28 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

                             -

زنده ياد دكتر محمود حسابي(1371 – 1281) فيزيكدان ايراني، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به كارهاي دولتي و سياسي اشتغال داشتند و آثار خدمات آباداني مانند قنات و مسجد از جد ايشان در تهران موجود است.
محمود چهار ساله بود كه پدربزرگش سفير ايران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بيروت منتقل شدند. تحصيلات ابتدايي را در هفت سالگي در مدرسه فرانسوي بيروت آغاز كرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصيلات متوسطه خود را در كالج امريكايي بيروت گذراند و در سال 1299 شمسي ايسانس ادبيات و علوم خود را از دانشگاه امريكايي بيروت گرفت. در 19 سالگي درجه*ي مهندسي راه و ساختمان را از دانشكده*ي مهندسي بيروت دريافت كرد و بخشي از برنامه آموزشي پزشكي دانشگاه بيروت را نيز گذراند.
در 1303 پس از اخذ دانشنامه*هاي ستاره*شناسي و نجوم و زيست*شناسي از دانشگاه امريكايي بيروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه*ي مهندسي برق را از دانشكده*ي برق ( اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسه*ي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با اخذ درجه*ي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه يافت.
او در مدت تحصيل خود زبان هاي عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني را آموخته بود به طوري كه مي توانست از نوشته هاي علمي و فني آن*ها به خوبي استفاده كند . در ضمن تحصيل رسمي در چند رشته ورزشي از جمله شنا موفقيت*هايي كسب كرد.

بازگشت به ايران
دكتر حسابي در سال 1306 به ايران بازگشت و در وزارت فوايد عامه (وزارت راه و ترابري) به عنوان
(جهت دیدن بقیه مطلب روی(ادامه مطلب)کلیک کنید.



سوال و پاسخ فيزيک۳ تجربی خرداد ۸۵

یکشنبه، 28 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش



سوال و پاسخ فيزيک۱ کشوری خرداد ۸۶ نوبت عصر

یکشنبه، 28 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش



آلبرت انشتين

جمعه، 26 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

آلبرت اینشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹، آلمان - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵، آمریکا) فیزیکدان مشهوری است که بسیاری او را بزرگ‌ترین دانشمند سده بیستم می‌دانند. او مولف نظریه‌های نسبیت عام و نسبیت خاص است و کمک‌های مهمی به مکانیک کوانتوم، مکانیک استاتیک و کیهان‌شناسی کرده است. او جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ به خاطر شرح اثرهای فوتوالکتریک و خدماتش به فیزیک نظری دریافت کرد.

پس از خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۹، گروه اعزامی تایید کردند که پرتوهای نورانی ستاره‌ها توسط جاذبه‌ی‌ خورشید منحرف می‌شوند، درست همانطور که او در نظریه نسبیت پیش‌بینی کرده بود. بدین ترتیب اینشتین شهرت جهانی به دست می‌آورد. در سال‌های بعد شهرت او از هر دانشمند دیگری در تاریخ فراتر رفت. امروزه در فرهنگ عمومی، نام اینشتین مترادف هوش زیاد و فرد نابغه شده است.

جوانی و تحصیلات
اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان که در حدود ۱۰۰ کیلومتری شرق اشتوتگارت قرار گرفته است متولد شد. والدینش هرمان اینشتین، که کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و پائولین کوخ بودند. خانوادهٔ آلبرت یهودی بودند و او را به مدرسهٔ ابتدایی کاتولیک فرستادند. آلبرت به اصرار مادرش نواختن ویلون را فراگرفت. هرچند که ابتدا علاقه‌ای به این کار نداشت و آن را رها کرد، اما بعدها نواختن سونات‌های ویلونِ موتزارت آرامش زیادی به او می‌دادند.

وقتی اینشتین پنج سال داشت، پدرش به او قطب‌نمایی جیبی نشان داد، و اینشتین پی برد که چیزی در فضای تهی بر روی عقربهٔ آن اثر می‌گذارد. او بعدها می‌خواست این آزمایش را به عنوان یکی از الهام‌بخش‌ترین آزمایش‌های زندگیش توصیف کند.

آلبرت کوچولو به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتّی مدّت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت بطوریکه پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیرعادی باشد اما سرانجام آغاز به حرف زدن کرد ولی اکثر اوقات ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که ما بین کودکان انجام می‌گرفت و موجب سرگرمی کودک و نیز محبّت میان آنها می‌شود را دوست نداشت. آلبرت در گفتگویی با جیمز فرانک گفته بود «گاهی از خود می‌پرسم که چطور شد تدوین چنین نظریه‌ای به دست من انجام گرفت؟ به نظرم علتش این باشد که آدم طبیعی هیچ گاه از فکر کردن درباره مساله‌های زمان و مکان باز نمی‌ایستد. من از کودکی راجع به اینها فکر کرده بودم ولی رشد فکری من به تاخیر افتاد در نتیجه موقعی به تفکر درباره مکان و زمان پرداختم که دیگر بزرگ شده بودم و بالطبع ژرف تر ار کودکی که دارای استعدادهای طبیعی است توانستم به مساله بیاندیشم».

کار و مدرک دکترا

پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی در رابطه با تدریس پیدا کند. پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع در سویس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود.

سال‌های آخر

هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود اما این دورهٔ ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عهد بمب اتمی شروع می‌گردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز کرد. سرانجام روز هژدهم آوریل ۱۹۵۵ بزرگ‌ترین دانشمند و متفکر قرن بیستم، پیامبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان، مردی که احتمالأ همراه با ناپلئون و بتهوون از مشهورترین مردان جهان بوده است، در شهر پرینستون واقع در ایالات متحده امریکا درگذشت.

ویژگی‌های او

وی از کودکی تلاش داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و به‌ویژه کسانیکه در حول و حوش او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که اینشتین را وامیداشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد بلکه روش تنظیم و بهینه سازی آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان‌شناسی نیز لذّت می‌برند. هدف اینشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد. البته هیچ گاه نمی‌شود ویژگی‌ها و اهداف کسی را کاملاً بیان کرد و به گفته آلبرت عقل سلبم عبارت است از پیش داوری‌هایی که تا سن ۱۸ سالگی در مغز آدم جا می‌گیرند و نتیجه مشاهدات خام و معمولی هستند. آلبرت با مطلق قرار دادن دو چیز نسبیت تمام جهان را توجیه کرد... پس شاید نه هدف نسبیت بود نه مطلقیت .... هدف فقط دانستن بود این عشق به دانستن و فکر کردن بود که در هر لحظه زندگی البرت می‌شود دید



انوشه انصاری نخستين زن فضانورد ايرانی

جمعه، 26 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

این روزها زیاد این سوال را می‌شنویم که اگر من به جای انوشه انصاری بودم با این پول چه کارها که نمی‌کردم و یا اینکه مگر سفر یک گردشگر فضایی به مدار چقدر مهم است یا حرف‌هایی از این دست. شاید لازم بود که مطلبی برای پاسخ به این پرسش‌هانوشته شود اما اینک انوشه برروی وبلاگ خود مطلبی منتشر کرده که به نظر می‌رسد با مرور آن، پاسخ بسیاری از این سوالها داده می‌شود.در ادامه ترجمه متنیکه توسط شخص انوشه انصاری نوشته شده است، می‌آید. قضاوت با شما...
 انوشه انصاری در حال آموزش با مدلی از ایستگاه بین‌المللی فضایی

 شما حاضرید چقدر برای تحقق رویاهای خود بپردازید؟ آیا رویایتان ارزش حقوق یک ماه شما را دارد؟ یا شاید حقوق یک سال؟ شاید بهایآن به اندازه پس‌اندازی باشد که برای دانشگاه فرزندتان کنار گذاشته‌اید. آیا به اندازه تمام حقوق بازنشستگی شما می‌ارزد؟ به از دست دادن عضوی از بدنتان چه طور؟ آیا ارزش آن را دارد که برای آن بمیرید؟ قیمت واقعی یک رویا به راستی چقدر است؟
من جوابی برای این پرسش ندارم اما گمان می‌کنم پاسخ این پرسش برای هر شخصی متفاوت باشد. برای خود من ، همیشه آماده بودم و هنوز هم هستم که زندگی خود را در بهای تحقق رویاهایم بپردازم.
یک بار شخصی از من پرسید :«آیا اگر بدانی تمام مراحل سفری که پیش رو داری با خطر همراه است، بازهم ادامه می‌دهی؟» و من به او پاسخ دادم من حتی اگر می دانستم که این سفر هیچ بازگشتی ندارد و یک بلیط یک طرفه خواهد بود، لحظه‌ای در سفر خود تردید نمی‌کردم. به هر حال برای آژانس فضایی روسیه چیزی که مهم است پولی است که پرداخت می‌کنم و زندگی من در درجه دوم قرار دارد اما به هر حال من این سفر را انجام خواهم داد.

اما پول من از کجاآمده است؟ به شما می‌گویم. از کار سخت، از ریسکهایی غیر قابل باور و فداکردن بسیاری از چیزها که من و خانواده‌ام برای به دست آوردن هدف مشترکمان از دست دادیم.
 

آیا ما حق داریم با پولی که به دشواری به دست آورده‌ایم چنین کنیم ؟ من فکر کنم این اجازه را داشته باشیم! اما آیا این به آن معنی است که من نسبت به آنچه در جهان اطرافم می‌گذرد بی تفاوت هستم و به آنها اهمیت نمی‌دهم ؟ خوب اگر چنین فکری می‌کنید بد نیست بیشتر مرا بشناسید و خودتان تصمیم بگیرید.

من مایلم بخشی از طرز تفکر و اندیشه‌هایم را در معرض قضاوت شما قرار دهم. بخشی از نگاه من به زندگی که مربوط به چگونگی تصمیم‌گیری برای پولهایتان است. من می‌خواهم به شما بگویم که چگونه می‌توانید برای خرج کردن ثروت خود اندیشه کنید تا مابه‌ازای آن تغییری بزرگ به وجود آورید.  تغییری بزرگ!

بیایید فرض کنیم شما می خواهید به درمان سرطان کمک کنید. آیا شما برای بیماران دوا می‌خرید؟ آیا مراکزی برای حمایت از بیماران سرطانی می‌سازید؟ آیا این هزینه را به یک دانشگاه می‌پردازید تا برروی سرطان تحقیق کند؟ و یا اینکه به دنبال بزرگترین عامل شکل‌گیری سرطان می‌روید و سعی می‌کنید ان را ریشه‌کن کنید؟

می‌ بینید که راه‌های زیادی برای مواجهه با این مساله وجود دارد و این دست شما است که کدام راه را برگزینید. ممکن است راهی را انتخاب کنید که منجر به کمک به یک گروه کوچک و در یک زمان محدود شود و یا یا تصمیم به انجام کاری زمان‌برو پرهزینه بگیرید که به شناخت و حل عمومی مشکل سرطانکمک می‌کند.شخصا من همیشه راه دوم که انجام فعالیتهای بنیادی برای شناخت و حل ریشه‌ای مشکل است را انتخاب می‌کنم.

من به کودکان گرسنه عذا نمی‌دهم نه به این دلیل که گرسنگی آنها برایم مهم نیست بلکه به این دلیل که غذا دادن به 100، 1000 یا 100 هزار نفر مشکل را حل نمی‌کند. در حالیکه یکی از ریشه‌های اصلی گرسنگی به مسائلی نظیر خشکسالی و استفاده از روشهای غلط کشت و کار بر می‌گردد و آیا شما می‌دانید تحقیقات فضایی چه کمک عظیمی به ایجاد تغییر در شرایط کشت وزدودن آفت از محصولات کشاورزی می‌کند؟
دانشمندان فضایی ممکن است متخصص میکروبیولوژی، مهندسی، علوم تغذیه، شیمی، گیاه‌شناس یا موارد دیگری باشند که با هم همکاری می‌کنند تا راه‌هایی را بیابند که به رشد بهتر در زمین و مدار منجر شود.آنها به دنبال یافتن راهی هستند تا بتوانند مواد خام قابل بازیافت را برای استفاده در زمین یا ماه و یا سایر سیارات به دست آورند و به راه حل‌هایی برای حفظ و حراست از محیط زیستمان نائل گردند.
من امیدورام بتوانم مردمان بیشتری را تشویق کنم تا وارد این شاخه‌های علمی شوند و راههایی را پیدا کنند تا محصولات را از خطر نابودی محافظت کنند و راههای بهتری را بیابند که مردم هیچ‌گاه گرسنه نشوند.

در عین حال ممکن است شما هم با من هم عقیده باشید که بخشی از گرسنگی ملت‌ها به دلیل وقوع جنگ‌ها است. من علاوه بر این فکر می‌کنم بسیاری از مردم به گرسنگی دچار می‌شوند نه تنها برای اینکه کمبود غذا یا کمکهای بین‌المللی برای آنها وجود دارد بلکه به این دلیل که سیستمهای مناسب و همینطور درستکاری برای رساندن غذای موجود به دست بچه‌های گرسنه وجود ندارد.
تنها راهی که برای حل این مشکل وجود دارد این است که آموزش کاملی برای جوانانمان مهیا کنیم تا به متفکرین آزاد اندیشی تبدیل شوند. تا به مردمانی تبدیل شوند که اصول و استانداردهای اخلاقیآنها را دیگران ننوشته‌اند بلکه این استاندارد بر آگاهی آنها استوار است و مردمانی هستند که هنگامه نیاز به تغییر را احساس می‌کنند و برای انجام دادن این تغییرات اساسی بر مبنای تصور خود آماده هستند. و این پیامی است که من قصد دارم به گوش مردم جهان برسانم.

من از بنیادها و موسساتی نظیر X-Prize و بنیاد ASHOKA حمایت می‌کنم به این دلیل که آنها به دنبال تغییرات کوچک در جوامع کوچک نیستند بلکه آنها در پی ایجاد تغییراتی بزرگ در جهان و ساختن محلی بهتر برای زندگی مردم می‌باشند.

بهای یک رویا چقدر است...؟ برای من گذاشتن پول و تمام زندگی‌ام در جایی که لازم است.



سي تي اسكن (CT-SCAN) چيست؟

جمعه، 26 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

سي تي اسكن (CT-SCAN) چيست؟

ريشه لغوي

اين شيوه تصوير برداري در حقيقت به معني تصوير گيري مقطعي و عرضي از اعضاي بدن مي‌باشد. اما داراي اسامي مختلفي است كه از آن جمله مي‌توان به CAT مخفف كلمات Computerized Axial Tomography به معني توموگرافي كامپيوتري محوري مي‌باشد. CTAT مخفف كلمات Computerized trans Axial Tomography به معني توموگرافي كامپيوتري عرضي محوري مي‌باشد. CTR مخفف كلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف كلمات computerized Digital Tomography به معني توموگرافي ديجيتالي كامپيوتري مي‌باشد. اما نام ترجيحي آن كه در كتابها و كاربردهاي پزشكي بكار مي‌رود كلمه CT اسكن مخفف كلمات computerized tomography scan مي‌باشد كه كلمه scan اسكن به معني تقطيع كردن و واژه توموگرافي از Tomo به معني برش يا قطعه و graphy به معني شكل و ترسيم است، گرفته شده است. در اصل به معني تصويرگيري از برشهاي قطع شده از يك عضو به صورت كامپيوتري مي‌باشد.

اگر با يك درخواست سي‌تي اسكن ، به بخش سي‌تي اسكن يك بيمارستان مراجعه كرده باشيد، شايد براي شما اين سوال پيش آمده باشد كه فرو رفتن در يك دستگاه تونل مانند و بي حركت ماندن براي مدتي در داخل آن شما را دچار دلهره مي‌كند يا نه. آيا با توجه به اخبارهاي راديو و تلويزيون راجع به خطرات اشعه ايكس خطري شما را تهديد مي‌كند يا نه؟ يا اينكه چگونه يك كارشناس راديولوژي بعد از قرار دادن شما در داخل دستگاه خود به اتاق ديگري رفته و از پشت يك شيشه بزرگ و يك كامپيوتر چه كاري انجام مي‌دهد و با بلندگو با شما صحبت مي‌كند؟

تاريخچه

در سال 1917 ميلادي يك رياضيدان اتريشي به نام رادون (J.Radon) ثابت كرد كه
(جهت مشاهده بقیه متن روی (ادامه مطلب) کلیک کنید.)



پاسخ امتحان فيزيک۳ تجربی خرداد ۸۶

جمعه، 26 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود از لینک های زیر استفاده کنید:

 http://upload.iranblog.com/1/1203117178.gif
 http://upload.iranblog.com/1/1203149973.gif

--



امتحان فيزيک۳ تجربی خرداد ۸۶

جمعه، 26 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود از لینک های زیر استفاده کنید:

 http://upload.iranblog.com/1/1203159181.gif
 http://upload.iranblog.com/1/1203117714.gif

--



امتحان فيزي۲ داوطلبان خارج از کشور خرداد ۸۴نوبت صبح

پنجشنبه، 25 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید:

http://i26.tinypic.com/20acs4i.gif

                         -


نظرات 1     

بمبهاي الكترومغناطيسي

پنجشنبه، 25 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

بمبهاي الكترومغناطيسي

سلاح تازه اي كه ساخت آن بسيار ساده و تأثير آن كاملاً گسترده است ، نگراني هايي را براي دانشمندان و دولتمردان بوجود آورده است . به نوشته هفته نامه علمي نيوساينتيست اين سلاح مؤثر « بمب الكترو مغناطيسي » نام دارد كه اساس و عصاره آنها چيزي نيست جز يك پرتو شديد و آني از موجهاي راديويي يا مايكروويو كه قادر است همه مدارهاي الكتريكي را كه در سر راهش قرار گيرد ، نابود سازد . در دوراني كه بافت و ساخت تمامي جوامع تا حدود بسيار زيادي به دستاوردهاي علمي از نوع الكترونيكي وابسته است و همه امور از تجهيزات بيمارستانها تا شبكه هاي مخابراتي و از رايانه هاي بانكها و مؤسسات بزرگ مالي يا نظامي تا دستگاههاي نظارت و مراقبت ، نحوه كار ماشينها و ادوات صنعتي همگي متكي به ساختارهاي الكترونيك هستند ، كاربرد بمبهاي الكترو مغناطيس مي تواند سبب فلج شدن روند زندگي در مناطق بزرگ مسكوني شود . به اعتقاد برخي كارشناسان به نظر مي رسد كشورهاي پيشرفته پيشاپيش چنين سلاحي را تكميل كرده اند و حتي برخي بر اين باورند كه ناتو در جريان جنگ عليه صربستان از اين قبيل بمبها براي تخريب دستگاههاي رادار صربها بهره گرفته است . توجه به بمبهاي الكترو مغناطيس حدود نيم قرن قبل مطرح شد . متخصصان در آن هنگام به اين نكته توجه كردند كه اگر بمبي هسته اي منفجر شود ، امواج الكترومغناطيسي كه در اثر انفجار پديد مي آيد تمامي مدارهاي الكترونيك را نابود مي سازد . اما مسئله اين بود كه به چه ترتيب بتوان موج انفجار را ايجاد كرد بدون آنكه نياز به انجام يك انفجار هسته اي باشد ؟

(جهت مشاهده بقیه متن روی (ادامه مطلب) کلیک کنید.)



کلید امتحان فيزيک۱ کشوری خرداد ۸۶ نوبت صبح

چهارشنبه، 24 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود از لینک های زیر استفاده کنید:

http://upload.iranblog.com/1/1202918355.gif

http://upload.iranblog.com/1/1202902870.gif

--



امتحان فيزيک۱ کشوری خرداد ۸۶ نوبت صبح

چهارشنبه، 24 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

جهت دانلود از لینک های زیر استفاده کنید:

http://upload.iranblog.com/1/1202905054.gif 

http://upload.iranblog.com/1/1202897415.gif  


1-


نظرات 3     

سحابی چیست؟

سه شنبه، 23 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش

سحابیهای تاریک

سحابی تاریک ابری از گرد و غبار و گاز است که گازش نور میدانهای ستارگان یا سحابیهای تابان پشت سرش را که از این ابر می‌گذرند، جذب می‌کند. سحابیهای تاریک ، که به سحابیهای جذبی نیز معروفند، هیچ تشعشعی از خود ندارند، ولی ممکن است نورهای جذب شده را به شکل امواج رادیویی یا انرژی مادون قرمز دوباره بتابانند. شاید جرم سحابیهای تاریک چندین هزار بار از جرم خورشید بیشتر باشد. اگر یک سحابی به اندازه کافی جرم داشته باشد، در نقطه‌ای از زمان موادش فشرده شده و تبدیل به ستاره می‌شود. شاید سپس سحابی تاریک با ستارگان جوان گرم حرارت ببیند و به سحابی نشری درخشانی تبدیل شود. 
سحابی تاریک

سحابیهای سیاره‌ای

ستارگان غول سرخ در اواخر عمرشان لایه‌های گازی بیرونی شان را به دور می‌اندازند. این لایه‌ها پوسته منبسط شونده‌ای از گازهای تابان را تشکیل می‌دهند که سحابی سیاره‌ای نامیده می‌شوند. علت این نامگذاری این است که ویلیام هرشل ، منجم آلمانی الاصل (1822 - 1783) ، تصور کرد که این پوسته‌ها شبیه سیاره‌اند. شاید از دید ناظر زمینی ، این پوسته گازی به شکل ساعت شنی ، حباب یا حلقه به نظر آید. این سحابی با سرعت تقریبی 20 کیلومتر (12 مایل) در ثانیه رو به بیرون حرکت می‌کند و بعد از 35 هزار سال در محیط میان ستاره‌ای پراکنده خواهد شد. 
سحابی سیاره ای

امواج انفجاری

موجهای ضربه ای انفجار ابر نواختر با سرعت هزاران کیلومتر در ثانیه در محیط میان ستاره‌ای سیر می‌کنند. این موجهای ضربه‌ای مواد میان ستاره‌ای را آشفته می‌کنند و شاید فرآیند فرو ریزش گرانشی را که سرانجام باعث تشکیل ستارگان در ابرهای میان ستاره‌ای می‌شود، آغاز می‌کنند. از هنگام اختراع تلسکوپ ، هیچ ابر نواختری در کهکشان ما کشف نشده است. اگر ابر نواختری بوجود می‌آمد، تا چندین ماه ، در آسمان به تابناکی ماه می‌درخشید. اگر آن ابر نواختر فرضی به زمین بسیار نزدیک می‌بود، می‌توانست جو زمین را منهدم کند. 
امواج انفجاری

سحابیهای تابان

دو نوع سحابی تابان وجود دارد: نشری و بازتابی ، که هر دو با تولد ستاره ارتباط دارند. گازهای سحابی نشری عمدتا در بخش قرمز یا سبز طیف می‌تابند، زیرا با حرارت ستارگان جوان گرم درون سحابی گرم شده‌اند. غبار سحابی ، نور ستارگان جوان داخل و اطراف سحابی بازتابی را پراکنده می‌کند. دو نوع سحابی تابان دیگر نیز وجود دارند: بقایای ابر نواختری و سحابیهای سیاره‌ای. هر دو اینها از مواد دفع شده ستارگان در حال مرگ تشکیل شده‌اند. 
سحابی تابان

بقایای ابر نواختری

هنگامی که ستاره بصورت ابرنواختر منفجر می‌شود، لایه‌های گازی بیرونی آن برای تشکیل بقایای ابر نواختری تابان ، متلاشی شده و با سرعت از هسته‌اش فاصله می‌گیرند. برخی از انفجارات آنقدر شدیدند که حتی خود هسته نابود می‌شود. تقریبا 90 درصد ته مانده‌ها کم و بیش کروی‌اند و بقیه بر اثر نیروی انفجار متلاشی می‌شوند تا انبوهی از شعله‌های گازی فاقد ساختار ظاهری را تشکیل دهند. در مرکز چنان بقایایی ، پالسارها (ستاره‌های تپنده) شناسایی شده‌اند. بقایای ابر نو اختری


سحابی انکساری

در سحابی انکساری ذرات غبار نور را منعکس نمی‌کنند، بلکه متواری می‌کنند. نور قرمز می‌تواند آسانتر از نور آبی از ابر غبار بگذرد، پس نور آبی بیشتر پراکنده می‌شود، این امر موجب آبی شدن آن ابر می‌شود. همین خاصیت باعث آبی به نظر آمدن آسمان از زمین می‌شود. ذرات غبار نور خورشید را در جو شدیدا پراکنده می‌کنند و در مسیرهایی به جز سمت خورشید ، ناظر آسمان عمدتا نور آبی پراکنده می‌بیند.

سحابیهای خارج کهکشانی

آنچه به نام سحابیهای خارج کهکشانی نامیده می‌شود توده‌های عظیم و پیوسته گازی نیست، بلکه مجموعه‌ای است از ستارگانی شبیه ستارگان کهکشان ، رصدهای انجام شده نشان می‌دهد خاصیت طیفی نوری که از این سحابیها صادر می‌شود، بسیار شبیه به نوری است که از خورشید خود ما خارج می‌گردد. بنابراین درجه حرارت متناظر با چنین صدور نوری نمی‌تواند با درجه حرارت سطحی خورشید اختلاف فراوان داشته باشد و این درجه حرارت بایستی به چند هزار درجه برسد. اگر این سحابیها واقعا توده‌های غول پیکر گاز پیوسته‌ای بودند که درجه حرارت سطحی آنها همان درجه حرارت سطحی خورشید بود، ناچار می‌بایستی نوری که از آنها صادر می‌شود با وسعت سطح یعنی با مربع یکی از ابعاد آنها متناسب باشد.

چون قطر متوسط این سحابیها بیلیون بیلیون بار بزرگتر از خورشید است، باید چنان انتظار داشته باشیم که نورانیت کلی آنها بیلیون بیلیون برابر بزرگتر از نورانیت خورشید باشد. ولی نورانیت فعلی سحابی امرأه المسلسله بسیار کوچکتر از این اندازه است و از 1.7 بیلیون برابر نورانیت خورشید تجاوز نمی‌کند. نور از تمام سطح سحابی صادر نمی‌شود بلکه از عده زیادی از لکه‌های کوچک روشن بر می‌خیزد که مجموع کلی سطح آنها به سختی با یک بلیونیوم تمام سطح سحابی برابری می‌کند. این همان چیزی است که باید از سحابیهایی انتظار داشته باشیم که از ستارگان متعارفی جدا جدا از یکدیگر ساخته شده‌اند.




 

Powered By IRANBLOG